سعادت آباد؛ سرنوشت خونین پوزیدون و آفرودیت

سلام

فیلم زیبا، عجیب و پیچیده سعادت آباد باعث شد تا نگاهی به ابعاد ارتباط انرژی پوزیدون (خدای عواطف) بیاندازیم.

برای پوزیدون تفکر خیانت همچون کابوسی سخت و مارپیچ می ماند که اجازه نفس کشیدن به او را نمی دهد. مخصوصا اگر نوع نگاهش توام با قدرت باشد. در حقیقت اگر پوزیدون در جایگاه خدای قدرت بنشیند (زئوس) می تواند همچون او قاطع و قدرت طلب باشد و در عین حال نسبت به هر تغییری مشکوک بماند.

نقشی که امیر آقایی بسیار زیبا آنرا نشان داد: در مقابل نقش مهناز افشار به عنوان همسری که انرژی آفرودیت در او غالب است هم جالب است؛ توان دلبری و اغواگری و در عین حال بسیار مراقب از بودن در کنار همسر.

گویا آفرودیت نیز از این ارتباط بدنبال معامله ای ساده می باشد:

تو برای من قدرت داشته باش من هم برای تو اغواگری.

تنها اشکال این میان حساسیت پوزیدون است.

زیرا او (پوزیدون)  در عین حالی که قدرت دارد تمایل دارد اغواگری صرفا مخصوص او باشد... و هرگز حاضر نیست ذره از اغواگری را به اشتراک بگذارد. نکته جالب دیگر نوع انفجار خشم پوزیدون در فیلم است!

بسیار زیبا ثانیه به ثانیه بر اساس مدل پوزیدون رفتار شده است. زیرا پوزیدون است که خون جلوی چشمانش را می گیرد و با انفجار آغاز می کند،ونه به صورت تدریجی، و در ادامه حمله می کند اما نه مانند آرس جنگ داشته باشد!

یک ضربه بسیار محکم برای تخلیه خشم کافیست.

اگر به دید پوزیدون در حین انفجار خشم نگاه کنیم متوجه حضور او در گردابی سهمگین می شویم. گردابی که همچنان او را آزار می دهد حتی هنگامی که در خانه نشسته است.

بخاطر داشته باشید که در فیلم علی (امیر آقایی) بدلیل داشتن سابقه دانشگاهی گویا مجبور است ماسکی از آپولو ( خدای نظم و قاعده مندی ) برچهره بزند! ( به نظر من تراشیده شدن موها به صورت ناخودآگاه این تلقی را تقویت می کند)

اما در گوشه کنار دیگر فیلم اتفاقات جالبی می افتد..

از یکطرف شاهد هرای سیاه (هنگامه قاضیانی) در مواجه با هرمس بهرام ( حسین یاری ) هستیم که گویا این زوج تمایلی برای ادامه زندگی بعد از گذشت چیزی حدود هشت سال ندارند و نکته جالب ازدواج با هدف هرمس است.

دختر رییس را به همسری می گیرد و وارد دور ماجرا می شود. علیرغم اینکه می دانم ازدواج با برنامه ویژگی آپولوست، اما چون جناب مازیار میری تلاشی برای بی نظم نشان دادن ایشان داشتند این آرک تایپ را دیدم. نوع علاقه او به یاسی و نوع نگاهش حکایت ما را تایید می کند.

اما چرا هرای سیاه( انرژی تعهد زناشویی- با نگرشی شکاک)؟ بیاد بیاورید این جمله را وقتی همسرش را با کراوت دید: چه مهمونی بوده که تا این وقت شب کراواتت نیمه بازه؟؟

با این جمله چندین هدف مورد اصابت قرار می گیرد. دروغ گویی، خیانت، شکستن قول برای حضور!!!

تنها این را میتوانم بگویم که نوع نبرد با هرای سیاه بسیار خونین و سنگین خواهد بود. نبردی که لحظه به لحظه آن بهانه ای خواهد بود در دستش. اما الزامی ندارد فرد از ابتدای زندگی هرای سیاه داشته باشد.

{دوستان یادآوری می کنم ما صرفا برشی از لحظات زندگی عده ای را دیدیم و نمی توانیم خوبی یا بدی و درستی یا غلط بودن رفتارها ویا سرنوشت افراد را مشخص کنیم.}

و در انتها!

یاسی و محسن؛ سرنوشت دیمیتر در برابر آرس دیونوسوس!

دیمیتری ( انرژی مادر و تغذیه) که دارای خرد زنانه است و مراقب همه چیز است اما یکنواخت است. از زندگی با همسرش لذت می برد اما گویا چیزی کم است در این زندگی...

و از طرف دیگر فرافکنی همیشگی دیونوسوس! زیرا دیونوسوس همواره در تلاش برای ارتباط با مادر معشوق است و این موضوع در زندگیش تبدیل به عقده خواهد شد.

نقش مادر را یاسی ( لیلا حاتمی) می پذیرد و نقش معشوقه را فرشته ( مینا ساداتی) و با بازی زیبای حامد بهداد ابعاد زندگی یک آرس دیونوسوس و بی نظمی رایج در امور او ( به یاد بیاورید آیینه شکسته در صحنه اول فیلم... جیب پر پول او ... و مزاح کردنش در میان مهمانی ...) .

سوالی ریز و جالبی که به ذهنم خطور کرد نوع ارتباط هرمس و آرس /  دیونوسوس با هم است. جالب است گویا با هم رو بازی می کنند اما در پس داستان منافع خود را دارند و هر کدام براحتی می توانند مچ آن یکی را بگیرند...

در نهایت نوع نگاه فیلم را تحسین می کنم! آنچه باعث این نگاه و تحلیل عمیق می شود صداقت و شفافیت فضای حاکم در فیلم است که گویا با مفهومی به نام خیانت می توان اینچنین بازی کرد....

فیلم را از دست ندهید...

/ 9 نظر / 111 بازدید
امیر

مرسی عیسی جان . تحلیل جالبی بود . دیونوسوس رو تو بازی حامد بهداد ندیده بودم . صرفا مدل هرمس ارس بود برام که شما با این مثالها دیونوسوس رو هم نشون دادی . ممنون از تحلیلت (:

کامرانی

آقای هاشمی در وحله اول باید عرض کنم که از خوندن تحلیلتون بعد از دیدن فیلم که خیلی هم بهم چسبیده بود، بسیار لذت بردم. بعداز دیدن فیلم و نشانه های آشکار اسطوره ها کلی نظر داشتم راجع به شخصیت ها وخب الان خوشحالم که تحلیل یونگی شما رو خوندم. اما در مواردی با نظر شما موافق نبودم. با اجازه شما من جاهایی که با نظر شما فرق داشت رو بیان میکنم، شما هم لطف کنید اگر جایی اشتباه میکردم راهنماییم کنید. اول از همه درباره رابطه علی و لاله. خب واقعیت این است که آرکتایپ آفرودیت، دلبری و اغواگری و تمایل به دیده شدن و درخشیدن در لاله کاملا مشهود بود. در مورد علی از خوندن نظر شما راجع به انرژی پوزیدون بسیار لذت بردم، مثل خشمی که لحظه لحظه اوج میگید و من بهش توجه نکرده بودم. اما به نظر من نشانه های بارزی هم از هفائسئوس در این شخصیت دیده میشه که نادیده گرفته شده. اولین حسی که من با دیدن علی داشتم حس خود کم بینی بود. انگار حتی دکترایش راگرفته که بر آن عقده حقارت وجودش سرپوش بگذارد. یک کار ندارد. چندشرکت مشاوره میدهد که در چندجا خودش را ثابت کند که توانایی دارد. اما انگار هنوز کافی نیست و این احساس کودک لنگ را هنوز در خود حمل میکند

کامرانی

در مورد نوع معامله لاله و علی که شما مطرح کردید هم نظر دیگه ای دارم. معامله شان از جنس: من میخواهم دیده شوم، من زیبا، جذاب و اغواگر هستم و تو مرا ببین است. لاله در اوج تمایل دیده شدن قرار دارد و علی در اوج تمایل دیدن است. علی ریز به ریز حرکات لاله را می بیند. این برای لاله ارضا کننده است ولی خب بدون شک جاهایی که میخواهد مخالف نظر علی حرکت کند، مزاحم است. و خب البته چیز دیگه ای که باعث شد من به انرژی هفائسئوس توجه کنم ازدواج آفرودیت با هفائستوس در اساطیر بود که در ابتدا با رضایت خودش انجام میشود ولی بعد شروع به خیانت میکند. و اما واکنش هفائستوس به او چیست؟ مچ گیری! رسوایی! البته خشم و شک ویژگی های پوزیدون هستند اما فک میکنم مچ گیری از ویژگی های هفائستوس باشد. --- اما مسئله بعدی در مورد تهمینه است (هنگامه قاضیان) که من با نظر شما در مورد هرای سیاه در او موافق نیستم. هرا آن هم از جنس رشد نیافته و سیاهش تمام زندگی اش در همسرش خلاصه میشود. اگر چه همه زندگی اش در جنگ خونین خلاصه میشود، اما این جنگ خونین با معشوقه همسر است و نه همسر! هرا هرکاری برای ازراه به در کردن رقیب میکند اما همه برای حفظ همسرش است

کامرانی

درحالی که ما در فیلم می بینیم رابطه تهمینه با یاسی بسیار خوب است و تیر خشمش به سمت همسرش است. از طرف دیگر هرا تنها زمانی که به رشد رسید حاضر به ترک همسر میشود در حالی که تهمینه در نهایت خشم و تلخی تصمیم طلاق را قبلا گرفته است. اما تاکید بر دختر رئیس بودن وی، توانایی کنترل همسرش، نوع لباس پوشیدنش و امر و نهیش بر بهرام بیشتر حس آتنای سرکوب شده را به من منتقل میکرد. --- بهرام به هر دلیلی با یاسی که گویا معشوقه قدیمی است ازدواج نکرده و حالا نیز از ازدواجش اصلا راضی نیست. اما به نظرم یک هرمس با توانایی های خاص خودش، در چنین شرایط ورشکستگی روانی، که بهرام را به سیگار کشیدن و مصرف مشروبات کشانده، احتمالا هزاران معشوقه مختلف می تواند داشته باشد در حالی که بهرام در این شکست به یاد عشق قدیمش افتاده و به عبارتی افسوس آن را میخورد. هیچ در فکر زن های جدید، عشق های جدید و ... نیست. --- یاسی اگرچه میتوان دیمیترش را دید (هرچند من به آن توجه نکرده بودم) اما به نظر انرژی هستیا هم به شدت در او وجود دارد و نقطه اوجش زمانی ست که به خاطر حرمت خانه فریاد میزند «توی این خونه داد نزنید»

کامرانی

زن درون گرا و آرامی که اولا آرامشش به شدت قابل درک است، دوما کشش لاله ی آفرودیت و محسن تاجر را نیز (که به کل قافل از درونیات خود هستند) توجیه میکند. اینکه همه به خانه او می آیند اگرچه نشان انرژی دیمیتر هست(مخصوصا که او همه اش درحال پختن غذاست)، اما نشانه هایی از هستیا را هم با خود دارد. البته جایی میگوید این مهمانی، این غذا (و حتی آن آهنگ خاص) نه برای گرما، نزدیکی و تغذیه، که برای یادآوری برخی خاطرات است! (که ذهن را از دیمیتر و حتی هستیا منحرف میکند) --- اما محسن در تمام فیلم سعی در شاداب کردن مجلس دارد. هر لحظه در حال مکالمه است، مکالمه با مهمانها، مکالمه با دوستش بهرام، مکالمه با دکتر که ازش هیچ خوشش نمی آید، مکالمه و شوخی با لاله، مکالمه با کارفرماهای کاری و سرهمه شان را نیز خوب کلاه میگذارد طوری که بعد هر مکالمه ای که رفتاری متضاد میکند و دروغش آشکار میشود ما جا میخوریم و خب چه کسی در این زمینه ماهر تر از هرمس؟!

کامرانی

اما در باره خیانت محسن (که البته محسن در تمام طول فیلم به وجوه مختلف در حال خیانت بود) من به شخصه در مینا نشانه ای از اغواگری معشوق ندیدم، چیزی که بیشتر توجهم را جلب کرد تنوع طلبی محسن بود همان طوری که قبل تر صحبت از جنس چینی و زن چینی میکند. احساس محسن به مینا معشوقه اش نیست، کسی ست که هست و میشود عوضش کرد (عین جنس چینی) --- و اما در آخر راجع به رابطه محسن و بهرام. محسن و بهرام رو بازی نمیکنند و این هردو نیستند که به فکر منافع خود هستند. بهرام برای احساسش به یاسی وارد بازی محسن میشود و محسن هم که در آخر معلوم میشود حتی سر بهرام را هم کلاه گذاشته بوده!! --- مشتاقانه منتظر پاسخ شما هستم.

بهار

من هیچ اثری از هفایستوس در علی ندیدم وکاملا حسم بهش پوزیدون بود همچنین با نظر آقای کامرانی در مورد تهمینه بیشتر موافق هستم آتنای شکست خورده تا هرای سیاه

بهار

عذرخواهی می کنم که خانم کامرانی رو آقای کامرانی خطاب کردم و همچنین ممنون از آقای هاشمی بخاطر نشون دادن دیونوسوس در محسن چون فقط آرس رو دیده بودم و بذله گویی اون رو به هرمس شناخته بودم

سفرمن

تحلیل فوق العاده ای بید استاد خان ممنون