غارتگر روح زیبا می شود!!!

سلام

توفیقی پیدا کردم در کنار ترم اسطوره های مردان که به گمانم پایه ای ترین ترم روانشناسی استف با جمعی از دوستان کارگاه تحلیل قصه را آغاز کردیم و چه خوش آغازی بود در این سرمای زمستان...

به نکته ای بس عمیق و جالب رسیدم...

و آن اینکه

ریش آبی ( و یا همان غارتگر روح) که بطور عادی با انکار توانایی های فرد با او مواجه می شود و نوعی احساس خود ویرانگری خود تخریبگری به او میدهد در برخی مواقع چهره اش را عوض می کند...

تصور کنید احساسی درونی را...

هنگامی که با تمام وجود می خواهید کاری را انجام دهید به شما می گوید:

تو نمی توانی !!!

تو شایستگی نداری!!!

و ...

و ما غالبا برای مبارزه با این گفتگوی درونی به شدت بر کارمان می افزاییم و تمام تلاش خودمان را بکار می بندیم...

اما داستان رنگ متفاوتی هم دارد.

گاهی این غارتگر روح چهره خود را در زیبایی ها

موفقیت ها...

رخداد های مناسب حال ...

و خوشحالی ها نشان می دهد...

و این احساس بدان معنی است که ما گاهی باج دل مشغولی های زندگی را می دهیم تا با حقیقت درونمان مواجه نشویم...

باج پرداختن به زیبایی های حاشیه ای زندگی را می دهیم تا با حقایق سفر زندگی روبرو نشویم.

/ 5 نظر / 34 بازدید
پرستنده

[لبخند] کاملا درسته تازه باید یادمون باشه که در خود داستان هم ریش آبی یک جنتلمن خوش قیافه و پولدار بود. دکتر استس هم در این باره به تازگی مطلبی در فیس بوک گذاشته

مارال

کلاس به نظرم خیلی خوبه . فکر می کنم خیلی کمک کنه واسه خودشناسی به هر کدوممون! ممنون از تو

pouyan

در حالت اول تلاشمون رو زیاد می‌کنیم در حالت دوم باید چکار کنیم؟ آیا باید تلاشمون رو کم کنیم و در جای دیگری سرمایه‌گذاری کنیم؟ من که مدت هاست دارم سعی‌ می‌کنم این تغییر مسیر رو انجام بدم ولی‌ همیشه یه‌چیزی مانع میشه. حرکت از یک مسیر خوب و موفق به سمت مسیر اصلی‌ که نه خوبه نه بد و هم خوبه هم بد! چی‌ گفتم هه هه! [خنده][بغل]

مهاجر

تناقضی عجیب من که یه جورایی هنوزم از عمیق تر شدن و تحلیل های عمیق فراریم با خوندن این پست تو اوج کارم وعلی رغم نداشتن هیچ وقتی برای سر خاروندن کلی حسرت خوردم که کاش منم تو کلاس بودم تازه کلیم از تون شاکی شدم که چرا این کارگاه رو اعلام عمومی نکردید [نگران][سوال]

مهاجر

سلام استاد عزیز،ممنون از پاسختون چند ماه پیش که برای اولین بار این نام مستعار رو (متناسب با حال درونیم)به کار بردم آدرس ایمیلم رو هم ضمیمه کردم بهتون حق می دم شاگرد هم شاگردای قدیم( منظورم اون قدیم قدیماست [لبخند]) اینقدر پر توقع نبودند که بعد چند ماه... این پستتون یه کشف درونی بزرگ برام آورد که چون خصوصیه در بخش کامنت های خصوصی براتون میگذارم بازم ممنون و سپاسگزار[گل]