سلام

همواره به دنبال منبعی بودم که بتوانم بخوبی ساختار سفر قهرمانی رو شرح بدهم

تا اینکه به فیلم بسیار زیبا و عمیق

سفید برفی و شکارچی رسیدم

این فیلم رو برای مفاهیم سفر قهرمانی پیشنهاد می کنم

پلیدی از جهان رفتنی نیست و همانطور که بهشتی نیز وجود دارد، بایستی در برابرش هم جهنمی وجود داشته باشد...

اما چقدر زیبا این فیلم تضادهای روان خام انسان رو به نمایش می گذارد

این فیلم دارای فصول مختلفی است که می توان هرکدام را در حوزه سفر قهرمانی مشاهده کرد. آنچه که ما به آن نیاز داریم حرکت است ...

و گرنه می توانیم همچون سفید برفی سالیان سال در زندان تاریک محدودیتهای روانمان قرار بگیریم و یک یک آرزوهای از دست رفته خود را مشاهده کنیم.

به یاد تحلیل قصه سفید برفی توسط خانم دکتر استس افتادم که بسیار زیبا از وجود دو نوع خرد و منبع انرژی در روان ما صحبت می کند

ما شاهد دو نوع خرد در این فیلم هستیم

خرد آینه

خرد مردان کوتوله

خرد آینه  از جنس حقیقت است گویا هیچ چیزی غیر از حقیقت نمی گوید اما اگر فقط آنرا داشته باشیم صرفا ما را در مسیر کمالگرایی می اندازد زیرا شکل سوال کردن از آینه نیز مهم است. آیا صرفا برای فهمیدن زیبایی است؟

خرد دیگر، مردان کوتوله هستند. خلاقان طنز پرداز که همواره راههای ساده را می بینند و پیچیده فکر نمی کنند و قدرت درمانگری و شفادهی فراوانی دارند.

این فیلم نقش بوسه حیات و شکارچی را بخوبی نشانداده است

آنچه مهم است پذیرش زخمها و عبور از آنهاست نه مبارزه با تمام قدرت با آنها!

 

دیدن این فیلم را به شما توصیه می کنم.