سلام

به نکته جالبی در حوزه اقتصاد رسیدم

در تئوری اقتصاد خرد دو مسیر برای کسب منفعت بیَشتر وجود دارد

حداکثر سازی سود

و حداقل سازی هزینه

تابع سود عبارت است از اختلاف بین هزینه ها و درآمد ها

اما نکته مهم در نوع برخورد این تو تابع و نو ع نگرش قدرتمندان و ثروت سازان در برابر این موضوع است

در حقیقت در نوع اول (حداکثر سازی سود) صاحب سرمایه به سمت خلاقیت در جهت افزایش در آمد خویش پیش می رود و به راه حل ها نگاه بیشتری دارد.

به شکل زیر دقت کنید

مساحت مخروطی شکل میان دو تابع نشاندهنده سود است. برای افزایش سود بایستی مساحت شکل فوق افزایش یابد. حال صاحب سرمایه بدنبال راهی می گردد که نقطه تولید خود را در بیشترین سود و کمترین هزینه قرار دهد. این تئوری به نظر می رسد خلاقانه تر باشد.

همچنین به نظر می رسد این تئوری می تواند توجیه کننده ریسک پذیری صاحب سرمایه و یا صاحب بنگاه تولیدی باشد. بنابراین

آفرینشگر - جنگجو - حاکم

در ادبیات بیداری قهرمان درون

در این تئوری دیده میشود.

اما در تئوری دوم صرفا صاحب سرمایه به دنبال راهی برای کاهش هزینه ها است. و اینجاست که اینگونه افراد نام هر هزینه را هزینه مطلق، ضرر، عدم النفع، زیان غالب می گذارد. به شکل زیر دقت کنید.

 

من به عنوان صاحب بنگاه تلاش می کنم مطلوبیت بنگاه را به نحوی کاهش دهم که در کمترین سطح هزینه بتوانم به منفعت خود دست یابم.

نکته جالب این است که هر دو تئوری یک پاسخ دارند و آن منفعت و سود بیشتر است اما

این تئوری بروی خلاقیت تمرکز ندارد و به نظر می رسد ریسک گریز باشد.

بنابراین در این تئوری می توان نشانه هایی از

نابودگر - یتیم - جوینده - جنگجو

در بیداری قهرمان درون پیدا کرد.