سلام

زمانی که کودک درونم در کنار مبین به تماشای  کارتونها و برنامه های کودک می نشیند، قدرت تحلیلم نیز همچنان فعال است.

یکی از نکات جالبی که با آن مواجه شدم کلاه قرمزی و فامیل دور است.

چسبندگی عاطفی کلاه قرمزی و اینکه هر اتفاقی که میافتد به نحوی به بروز عواطف خودش نسبت می دهد و کنجکاوانه به دنیا نگاه می کند حکایت از جنبه هرمس پوزیدونی کلاه قرمزی دارد.

اما نکته جالب در طراحی شخصیت فامیل دور است. او با هر دری (بخوانید درب) مشکل دارد. چه درب باز باشد و چه بسته. چه درب اصیل باشد و چه درب مانند. واینکه این فرد دچار وسواس در شده است...

نکته جالب اینکه وقتی به مقایسه زندگی خودمان و این شخصیت کارتونی می پردازیم متوجه این می شویم که خیلی از ما ذهن خودمان را و روح خودمان با یک درگیری خاصی عادت داده ایم و یاد گرفته ایم دائم به یک موضوع فکر کنیم... و وفتی خوب به این شخصیت نگاه می کنم متوجه عمق جالب و زیبایش می شوم. گمان می کنم حتی طراحان آن نیز تا این حد به این موضوع فکر نکرده بودند.

باقی قضایا یعنی هفایستوس پسرخاله و آرس پوزیدون(جیگر جان) طلب شما باشد....

پی نوشت: داشتم در انتهای نوشته ام بدنبال عکس برای فامیل دور می گشتم به این نوشته برخوردم. چقدر جالب!!!!

گفت و گو با «فامیل دور»/ بهادر مالکی: او شبیه خودم است