سلام

یکی از لذتهای من نوشتن تحلیل فیلم هنگام پخش موسیقی انتهای فیلم است

هفته ای با مرلین

یکی از زیباترین فیلمهایی که درباره آرک تایپ آفرودیت دیده ام.

براستی سوال مهمی مطرح می شود:

ما در رابطه با آفرودیت (الهه عشق و شور هیجان و رابطه جنسی) به دنبال چه هستیم؟

این فیلم پاسخی زیبا می دهد.

همه بدنبال لمس زیبایی هستند و پس از آن، از آن دلزده می شوند...

این نکته مهمی است.

آنیما بر دو گونه است بر اساس تعریف رابرت جانسون

آنیمای خاک

آنیمای نور

خاک را از آن جهت خاک می نامیم که رابطه را به بدن تشبیه می کند و فرافکنی هایش نیز ساده است. همان رابطه جنسی خودمان

اما نور چیست و آنیمای نور چیست؟

بودن در کنارش و احساسی متفاوت داشتن

بودن در کنارش و حس آسمانی داشتن

بودن در کنارش و پرواز کردن

اینها نشانه های آنیمای نور است.

این فیلم ماجرای پسر جوانی است که با عشق سینما و حضور در پشت صحنه وارد عرصه می شود و توانایی های خود را نشان می دهد.

و حالا او با مرلین

بازیگری مشهور برخورد می کند.

همان که همه مردم حسرت او را می خورند و او را در جلوه زیبایی تمام می بینند

اما گویا پسر داستان ما چیز دیگری می بیند.

و این نشانه رشد در آفرودیت است.

اینکه تو درگیر خاک نمانی و  سفر آغاز کنی

از خاک به نور

از نور به خاک

مهم سفر است در آیین زندگی

و چقدر این سفر زیباست و کولین ( شخصیت پسر) مرلین را به زیبایی درک می کند و همراهش می شود.

و جالب اینجاست که او نیز سرنوشت رابطه را می داند ...

گویا همگان می دانند رابطه با آفرودیت ماندگار نیست

آنچه ماندگار است اثرش در دل است...

و چه زیبا این فیلم این موضوع را به نمایش گذاشته است.

 

در جستجوی آن باشید که آنی دارد....