سلام

می ایستم

کلاه از سر بر می دارم ( شاید هم به آسمان پران کنم)

سر به پایین اندازم

و احترام می گذارم به کارل گوستاو یونگ

پایه گذار مکتب روانشناسی تحلیلی و باز کننده دیدگاه های بسیار عمیق در روان انسان

فیلم روش خطرناک بازگو کننده دغدغه های اصلی یک روان تحلیلگر است

آنکه بتواند بپذیرد هر آنچه را که به عنوان کلید رفتاری به مراجعانش می گوید بایستی به نوعی با روان خودش سنجیده شده باشد.

این موضوع جسارتی بس عمیق و عظیم می طلبد ...

اینکه بتوانی روان خود را آزمون کنی و خود را در بوته اجرا درآوری

نکته دیگر و بسیار جالب فیلم آپولو و زئوس زیگموند فروید است که او را راسخ و محکم در مسیرش نشان میدهد.

حقیقتا قصدم مقایسه و یا تخفیف مکاتب روانشناسی در برابر هم نیست

اما نگاهم طبیعتا از خواستگاه روانشناسی تحلیلی بر می خیزد...

اینکه دغدغه ات در مشاوره درمان باشد نه بهبود!!!

اینکه پیدا کردن کلید برایت مهم تر باشد تا باز کردن قفلها...

اینکه هرآنچه می گویی و از زبانت بر می خیزد، ابتدا در درون سنجیده شده باشد...

این ها نکاتی بس عمیق است...

و از این روست که رویا ها، اسطوره ها و داستانها ابزار تحلیل و شناخت قرار می گیرند در روانشناسی تحلیلی

به یاد صدای دکتر رابرت جانسون می افتم که می گوید: یک روان تحلیلگر موفق از مراجعانش نمی پرسد این روزها حالتان چطور است، بلکه می پرسد این روزها چه خوابی بیشتر از همه دیده اید؟

یکی از مهم ترین تفاوتهایی که در مکاتب روانشناسی دیده ام همین موضوع است.

نکته دیگر در کنار آپولوی هر دو استاد که در فیلم مشاهده کردم، عمیق ترین آرک تایپ را نیز در هر دو دیدم

هادس!

خدای جهان زیرین و خدای خرد های فلسفی

آنچه به نظر بنده نکته افتراق مکتب یونگ از فروید است، دقیقا در رابطه جنسی می گنجد. آنکه فروید به نظر می رسد در این موضوع متوقف است و از مفهومی به نام رابطه جنسی استفاده می کند و بروی بیمارانش تئوری خود را آزمون می نماید..

در حالیکه به گمان من یونگ از رابطه جنسی نیز عبور می کند و موضوع را در لایه ای عمیقتر از آن بررسی می نماید...

به یاد تجربه در یکی از جلسات مشاوره افتادم که به دوست مراجعه کننده ام می گفتم رابطه جنسی نماد گفتگوی درون آرک تایپهاست ... زیرا پرده های پرسونا ( ماسک ) فرو می ریزد و آنچه در زیر است نمایان می شود.

بد نیست نگاهی نیز به منابع الهام یونگ بیاندازیم

گویا یونگ از قایق و برکه نیز الهام می جسته، آب نیز سمبل عواطف برای یونگ است

همچنین از آرک تایپ هتیرا نیز لذت می برده است. یادآوری می کنم به دوستان که هتیرا ترکیب اله خرد و مرزگذاری  ( آتنا ) و آفرودیت ( اله عشق و رابطه جنسی) است.

لازم است این نکته را نیز اضافه کنم که روانشناسان نئو کلاسیک همچون دکتر اروین یالوم دارای عقایدی نزدیک به یونگ هستند و نگاهشان در حوزه های روان بسیار عمیق است.

به یاد نکته ای دیگر می افتم:

آرک تایپ آپولو (خدای هدفگذاری و نظم) تا زمانیکه قواعدش را با هادس همسان سازی نکند، می تواند در جایگاه ماسک بماند و ما احساس کنیم که او فردی منضبط  و قانونمند است، ولی او در درونش انگیزه ای بسیار عمیق و قوی برای شکستن قواعد و آزادی دارد.

نقش سابینا را نیز در بیداری عمق درون یونگ نباید فراموش کرد. دکتر یونگ آتنای فروخفته او را بیدار کرد و آیین مرهم گذاری بر زخمهای عاطفی سابینا به او کمک های بسیاری کرد.

سنگینی قلمم را بخاطر عمیق بودن مطلب ببخشید

بسیار بسیار از فیلم لذت بردم