سلام

توفیقی پیدا کردم در کنار ترم اسطوره های مردان که به گمانم پایه ای ترین ترم روانشناسی استف با جمعی از دوستان کارگاه تحلیل قصه را آغاز کردیم و چه خوش آغازی بود در این سرمای زمستان...

به نکته ای بس عمیق و جالب رسیدم...

و آن اینکه

ریش آبی ( و یا همان غارتگر روح) که بطور عادی با انکار توانایی های فرد با او مواجه می شود و نوعی احساس خود ویرانگری خود تخریبگری به او میدهد در برخی مواقع چهره اش را عوض می کند...

تصور کنید احساسی درونی را...

هنگامی که با تمام وجود می خواهید کاری را انجام دهید به شما می گوید:

تو نمی توانی !!!

تو شایستگی نداری!!!

و ...

و ما غالبا برای مبارزه با این گفتگوی درونی به شدت بر کارمان می افزاییم و تمام تلاش خودمان را بکار می بندیم...

اما داستان رنگ متفاوتی هم دارد.

گاهی این غارتگر روح چهره خود را در زیبایی ها

موفقیت ها...

رخداد های مناسب حال ...

و خوشحالی ها نشان می دهد...

و این احساس بدان معنی است که ما گاهی باج دل مشغولی های زندگی را می دهیم تا با حقیقت درونمان مواجه نشویم...

باج پرداختن به زیبایی های حاشیه ای زندگی را می دهیم تا با حقایق سفر زندگی روبرو نشویم.