سلام

اخیرا توفیق پیدا کردم از طریق یکی از دوستان انگلیسی زبان، به مجموعه صحبتهای آقای رابرت جانسون گوش میدهم و کاملا در فضای ایشان غوطه ور هستم

اما دیشب فیلم جاودانگان را دیدم

فیلمی اسطوره ای که کاملا بر نمادهای انسانی منطبق است...

چقدر زیبا!

زئوس تصمیم می گیرد در هیات انسان فانی به تدریس خرد قدرت به فردی به نام تیسیوس بپردازد و جملات زیبایی در این زمینه دارد.

" ای تیسیوس! بدان که قدرت جنگاوری به زور بازو و سرعت شمیرزدن نیست! بلکه به قدرت انتخاب در درآوردن شمشیر از غلاف است! شمشیرت را آگاهانه برای مبارزه بیرون بیاور!"

جدای از صحنه های خشونت بار فیلم، تحلیلی بسیار جالب به ذهنم خطور کرد و آن دغدغه زئوس برای نگهداشتن خرد انسان فانی است!!!

و متوجه حقیقتی در درون شدم

گویا که باید این خدایان را در درون خود ببینیم و بشناسیم و گویا که داستان کهن اطوره های یونان، جلوه ای از اتفاقات درون ماست!!!

این جملات شاید برای عده ای از دوستان که در مفاهیم روانشناسی تحلیل زبده هستند ابتدایی به نظر برسد، زیرا بنا و اساس چنین مکتبی در روانشناسی تحلیلی این مفهوم است، اما برای من جلوه ای عمیقتر پیدا کرده است.

حتی این داستان که قبل از خلقت انسان دو گروه از جاودانگان برای دستیابی قدرت می جنگیدند که گروه پیروز خود را خدا نامید و نام گروه شکست خورده را تیتان گذاشتند!

و این نیز در درون ما نکته مهمی است زیرا تغییراتی که در رفتار و تصمیمات زندگی ما گرفته می شود، می تواند نماد از این دگرگونی و انقلاب باشد...

و نکته دیگر تیرکمانی است که سمبل قدرت مطلق و جاودان است و حرص انسان فانی برای دستیابی به آن...

اگر تصمیم گرفتید فیلم را ببینید، به نکته انسان جاودانه و انسان الهی دقت کنید.

سوالاتی که هنوز برای من جای تحلیل دارد کشته شدن آرس و آتناست...

نکته زیبای دیگر جایگاه هستیا و فیلم است که دختران پیشگوی باکره نمادی از آن هستند.

اما لذت بخش ترین قسمت فیلم برای من:

فرود پوزیدون است در اقیانوس و ایجاد یک سونامی  و دقیقا سمبلی از خشمهای انفجاری در درون ماست...

تفاوت خشم زئوس و پوزیدون را می توان در ثانیه های خاصی از فیلم دید.

تحلیل فیلم از نگاه بیداری قهرمان درون نیز بماند برای فرصتی مناسب