سلام

ابتدا از همه دوستان بابت تحمل دوری یک ماه و خورده ای تشکر می کنم ( یکم علتش درونی و بود کمی بیرونی)

اما این دفعه می رویم سراغ فیلمی که به نظر من یکی از شاهکارهایی است که توانسته گوشه ای از اسرار رابطه مادر - دختر و حتی رابطه مادر - پسر را به نمایش بگذارد.

این جا بدون من!

از نظر تکنیکی حس می کنم کارگردان بر تک تک لحظات فیلم تامل کرده است و آنرا پخته است.

صحنه های جالب از نظر من:

لحظه ای که یلدا با انگشتانش در حال بازی با چای ریخته شده بر میز است.

مدل عدسه های احسان ...

آب کش کردن پلو ...

ریختن چای از سماور

کاناپه داغون زوار در رفته

...

و حالا بعد روانشناسی فیلم:

پسری که نیاز به جنگیدن دارد و متوجه شده است که هادس ( خدا تفکرات فلسفی) باید در درون بجوشد اما کاری انتخاب کرده است که هیچ رشدی ندارد.

دختری که هفایستوس ( خدای لنگ و خدای زخمهای عاطفی) و پرسفون ( اله بی صورت، اله سرخوشی کودکانه) از او می بارد به دلیل معلولیتی که دارد و ناتوانی در برقراری ارتباط.

و مادری که جوهره اصلی را در دیمیتر (اله تغذیه و مادری) می بینید و برای هر دو فرزندش تمام تلاش خود را می کند...

داستان گویا آغاز سفر قهرمانی مرد برای احسان است. اما سفر قهرمانی که با یک رویا ( رفتن به خارج از ایران برای نوشتن و ورود را عرصه سینما و ..) همراه است و شاید بیننده می داند که این رویا یتیمی به همراه خواهد داشت.

و گویا یلدا منتظر سوار سفید پوشی است که درب خانه آنها را بزند و یلدا را بخواهد. اینجاست که یکی از اسرار ارتباط مادر دختر نمایان می شود. کاری که بنده در کمتر فیلمی شاهد آن بودم و اصولا به نظر می رسد طراحی فیلمها جوری انجام می شود که کارگردان زحمت به تصویر کشیدن این ارتباط را به خود نمی دهد. اما این فیلم حکایتی دیگر است.

و به نظر من زیباترین قسمت داستان اراده احسان در دگرگونی ماجرای فیلم است و نشان از اراده انسان در تغییر واقعیت دارد. او تصمیم میگیرد چرخشی ایجاد کند ( اصلا آیا او این چرخش را ایجاد می کند؟)

این نکته حائز اهمیت است زیرا  هنگامیکه ما بتوانیم نوع نگاهمان را حتی به واقعیت تلخ تغیر دهیم، آنگاه توان گام برداشتن برای ساختن زندگی ایده آل در ما افزایش می یابد.

رضا هم حکایت جالبی دارد؛ سوار سفید پوشی که کاملا منطبق بر ایده آل های خانواده است.

جملات آخر فیلم را از دست ندهید:

زندگی مانند پرده سینمایی است که تو باید امید را در چهره تک تک بازیگران آن ببینی و به ارده تو بستگی دارد که آیا امید نمایان می شود یا نه...