سلام

بالاخره پس از اصرار مکرر دوستان فیلم قوی سیاه را دیدم. بنابراین برای بهتر فهمیدن این نوشته پیشنهاد می کنم این فیلم را ببینید.

سوالی که در ابتدا مطرح می شود این است که آیا داستان فیلم، حکایتی از بخشهای سرکوب شده و تداعی کننده مفهوم سایه است؟

تم فیلم گذار از معصومیت دختری است که توسط مادرش سالیان سال تربیت شده است و حالا می خواهد با انگیزه بهترین بودن، بهترین نقش را داشته باشد.

درست است که زندگی بسان قوی سیاه، قسمتی از زندگی زیست نکرده دختر است، اما در حقیقت سایه او رها کردن است.

به خاطر بیاورید جمله ای که کارگردان به او می گوید:

کامل بودن، انجام هر چیزی در جای خودش نیست،بلکه تو باید بتوانی رها کنی، خودت را آزاد کنی تا کامل باشی.

و رها شدن برای دختر چه معنی دارد؟

خروج از آغوش مادر. گذار از معصومیت.

بنابراین گاهی ترس از ملاقات زندگی زیست نکرده ما می تواند باعث ایجاد سایه هایی شود که سالیان سال طول خواهد کشید که آنرا ملاقات کنیم.

و در انتهای فیلم نماد قربانی را برای رها کردن می بینید. زخم به خود نشانه است.

نه برای انتقام. که برای حرکت

به نکات زیر نیز دقت کنید:

نقش برزخی مادر را پس از خروج دخترش ببینید.

رقص قوی سپید در نمایش زیاد بود اما رقص قوی سیاد باوجود آنکه کوتاه است اما بسیار زیبا به نظر می رسد.

به گفتگوهای درون دختر نگاه کنید که چگونه آهنگ مبارزه می نوازد و هرگز مبارزه نمی کند.