سلام

سوال سوال سوال

به گمان من آنچه باعث حرکت انسان می شود انرژی جویندگی و پرسش است.

پرسش است که امید می آفریند و در سایه آن پاسخ خلق میشود.

آیا برای هر سوالی، پاسخی وجود دارد؟

آیا برای هر موضوعی سوالی می توان پرسید؟

این همان جمله معروف هاوکینگ است که میگوید: هیچ مرزی برای تلاش انسان وجود ندارد.

این فیلم را از دست ندهید!

به گمان من انرژی آرک تایپی زیبای جوینده در این فیلم وجود دارد. و نکته مهم تر قدرت مشاهده گری استیفن است. او از هر فرصتی، از هر موقعیتی و از هر لحظه ای برای جستجوی پاسخ خود استفاده می کند. حتی در چرخس به هم زدن قهوه و شیر!

حتی در اسباب بازی در شهر بازی

حتی در نگاه کرد به آتش هنگامی که لباسش گیر کرده و راه نفسش را بسته.

این قدرت او برای لمس کرد ثانیه ثانیه زندگی را دوست دارم.

بعلاوه تجربه های او، نگاه او و تلاش او برای یافتن سوال از نگاه من ستودنیست.

حتی تلاش دیگران در یافتن پاسخ برای وجود خدا و اینکه از او می پرسند به نظر شما آیا خدایی وجود دارد؟ هم جالب بود.

و پاسخ او که: هر جا که حیات هست ، امید هم هست.

بسیار خردمندانه است.

به گمان من جستجو برای کشف خدا معنایی ندارد.

همچنین یافتن دلیل برای حضور او.

همچنین تایید دیگران در حضور او.

به گمان من حضور او به یک جریان درونی برای مشاهده نیاز دارد.

صرفا باید دید او را

 

به این نکته نیز دقت کنید.

در آرک تایپ های بیداری قهرمان درون جوینده، عاشق و نابودگر در کنار هم هستند.

گویا استیفن باید خود را نابود میکرد تا به جادوگر و خردمندی برسد.

و اگر خوب به جریان زندگی مان دقت کنیم متوجه می شویم که رمز پختگی ما، عبور از کوره نابودگری است و رسیدن به مقصد جادوگری و خردمندی.

این است جریان زندگی!