سلام

یکی از دوستانم صفحه ای را برایم به اشتراک گذاشت که در آن کلیپی از سخنرانی خانم  کاتریل شولز قرار داشت و تخصص ایشان در اشتباه شناسی در مسیر زندگی است (Wrongologist) ایشان نویسنده کتابهای متنوعی در این زمینه است.

و حالا سوال اینجاست. براستی چه احساسی به ما دست می دهد هنگامی که در اشتباه هستیم؟

شکست؟

بی انگیزگی؟

افسردگی؟

نا امیدی؟

تاریکی؟

پوچی؟

اما حقیقت داستان آن است که ما هنگامی که در اشتباه هستیم احساس بسیار خوبی داریم.

زیرا عمیقا معتقدیم که در حال انجام دادن کار بسیار درستی هستیم.

و چه زمانی احساس شکست می کنیم؟ هنگامی که متوجه می شویم اشتباه کرده ایم.

کارتون تام و جری خاطرتان هست؟

هنگامی که تام در تعقیب جری ناگهان از گوشه ای رو به آسمان می رود و قانون ضد جاذبه اتفاق میافتد...

و لحظه ای بعد.... سقوط!

داستان زندگی ما هم همینطور است. ما هنگامی که اشتباهی انجام میدهیم بهترین احساس را داریم. و افراد دیگر ممکن است حتی اشتباه ما را به ما گوشزد کنند. اما آیا ما گوش میدهیم؟

خیر چون ما اشتباه نمی کنیم؟

{به این نکته دقت کنید که ما از ترس اشتباه کردن گاهی هرگز گامی از گام بر نمی داریم تا مبادا نقد شویم و یا سقوط کنیم}

حال اگر دیگران اشتباهات مارا ببیند چه اتفاقی میافتد؟

1. اولین راه حل: ولش کن بهش محل نده!

انکار راهی است که خیلی از ما پیش می گیریم برای اینکه کسی مارا متوجه اشتباهمان نکند.

اما در عمل گاهی ما به حرف آنها گوش می دهیم و حتی باورمان می شود که ممکن است اشتباهی باشد اما قرار ما این است: من اشتباه نمی کنم!

و آنگاه به سمت راه دوم می رویم.

2. دومین راه حل: او نمی فهمد! او یک احمق است!

وقتی متوجه می شویم که آنها مخالف ما هستند و بیانی خلاف ما دارند، تمام فروض را برای خودمان حتمی می دانیم و با قطعیت تمام می گوییم تو در اشتباهی!

اما گاهی متوجه می شویم آنها هم دیدگاه مارا دارند و جایگاه منتقدان ما یکسان است گویا کسی دید خداونگاری ندارد که بر همه امور واقف باشد.

آنگاه به سمت راه سوم می رویم.

3. سومین راه حل: توهم شیطانی! او حقیقت را می داند و عامدانه مخالف من است!

چه جالب

چه جالب که معجزه ذهن ما تمایز واقعیت و حقیقت است!

ما در واقعیت هستیم و گمان نمی کنیم مرتکب اشتباه هستیم. اما...

 

شاید حقیقت چیز دیگری باشد.

و گویا شرط آدمیت ماست اشتباه کردن 

آگوستین قدیس جمله ای مشابه دکارت دارد که می گوید:

من اشتباه می کنم پس هستم

آیا می توان در جامعه ای زیست که در آن سایه نباشد؟

آیا می توان در جامعه ای زیست که در آن اشتباه نباشد؟

خیر

اما داستان ما شکلی دیگر دارد.

من می ترسم که اشتباه کنم!

من اشتباه نمی کنم، پس من درست هستم!

هی..

اشتباهات ما

سایه های ما

پیچ و خم های زندگی ماست و ما باید گاهی داستان کارتونهای دوران کودکی را زنده میکنیم.

این سخرانی در در ماه گذشته ایراد شده است و در اینجا می توانید آنرا ببینید