سلام

تجربه ای بسیار زیبا داشتم تا در کنار پسرم این فیلم زیبا را ببینم. اگر اهل دیدن کارتون هستید و دغدغه های روانشناسی تحلیلی در ذهن شما وجود دارد، حتما این کارتون را ببینید.

ذات تفاوت و ایجاد احساس متمایز بودن می تواند انسان را تنها کند. چه این تمایز از روی خاص بودن باشد و چه از روی ناتوانی. البته که در خیلی از متون ناتوانی نیز نوعی خاص بودن قلمداد می شود.

گوریلی سفید در خانواده گوریل ها بدنیا می آید و به همین دلیل از خانواده طرد شده و توسط شکارچی ها بدلیل خاص بودن دزدیده می شود.

این همان جایی است که داستان جوجه اردک زشت خودش را نشان میدهد. او گوریلی فوق العاده با هوش است. اما تمایل به بازگشت به اصالت خود دارد.

تلاش این گوریل برای تغییر رنگ و تبدیل شدن به یک موجود کنار دیگران نشاندهند اصل کوچکی در زندگی است: پذیرش تفاوت ها و حرکت برای به تعادل رساندن آنها.

نکته مهمی در این فیلم نهفته است و آن سرنوشت راکون است. او که تمایل به پلنگ شدن دارد و خود را با هویتی متفاوت نشان می دهد نیز تفاوت های خود را می پذیرد.

تلاش برای نشان داد و پذیرش تمایز علایق، سلیقه و رفتار های ارتباط حکایت از نظریه بذر وجودی در مکتب یونگ دارد. در حقیقت مکتب یونگ به این موضوع قائل هستند که در روان هر فرد بذری وجود دارد که این بذر در موقعیت های مختلف زندگی نمود ها و نشانه های متفاوتی دارد. و در مرحله ای نیز این بذر متبلور خواهد شد.

نکته زیبای فیلم جریان داشتن آن است و اینکه نا امیدی و ناراحتی محل اقامت و نشستن نیست.

این فیلم نماد زیبا یی از سفر قهرمانی است.