سلام

تئاتر زیبای یرما در روان من در کنار اجرای زیبای بینوایان در سالهای دور جای می گیرد.

بسیار زیبا!

بسیار دقیق!

این تئاتر تجلی یک حق در روان آدمیست: آیا می توان بچه دار شد؟ و نقش فرزنددار شدن در زندگی ما چیست؟

یرما را در آفرودیت و دیمیتر متجلی دیدم . این تجلی بسیار زیبا نشان داده شده است. و نشانه های آن رفتارهای آفرودیتی و طلب رابطه از همسر, در کنار احساس درونی بچه دار شدن و وجود یک قدرت عمیق در درون.

مهم آن است که ببینیم قدرت مادری و دیمیتر در روان انسان توانایی انجام چه کاری را دارد.

در حوزه زنان تقریبا تمام اسطوره های زنان غیر از الهه نامحسوس ( هستیا) حضور داشتند و جلوه های پرسفونی در اجرای سایرین به زیبایی متجلی بود.

در حوزه مردان بروی دو آرک تایپی دست گذاشته شده بود که بیشترین تاثیر را از حوزه زنانه داشته اند.

هفایستوس و دیونوسوس.

بازهم می گویم بسیار زیبا.

هفایستوس را در همسر یرما دیدم ( ازدواج آفرودیت و هفایستوس زبانزد اسطوره هاست)

و دیونوسوس را در ویکتور

جلوه های احساسی این اجرا بسیار زیبا بود

و در انتها باید به خلاقیت بسیار زیبای حمید پورآذری که همواره تماشاچیان را شگفت زده می کند تبریک بگویم. حتی این موضوع که اجرا ها در هر روز ممکن است با روزهای دیگر فرق کند... قدرت هرمس ایشان برای من همانند چشمه ای است که گویا در نوع جوشیدن خستگی ندارد.